نام اطلاعیه: دوباره دورهمیمون شروع شد - تاریخ: 1401/3/24 ساعت: 16:38
سلام
نام اطلاعیه: دوباره دورهمیمون شروع شد - تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 20:24
سلام
نام اطلاعیه: دوباره دورهمیمون شروع شد - تاریخ: 1401/3/14 ساعت: 13:54
سلام
نام اطلاعیه: دوباره دورهمیمون شروع شد - تاریخ: 1401/3/9 ساعت: 17:30
سلام
نام اطلاعیه: دوباره دورهمیمون شروع شد - تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 15:30
سلام
هفتاد و پنجمین نوشته - تاریخ: 1401/2/31 ساعت: 20:01
میگفت برای حالِ من شعر بگو.میگفتم نمیشه.اصرااار داشت که تو خودت نمیخوای، وگرنه میشه.نمیدونست شعر گفتن با خواست و اراده آدم نیست... .آخرشم باهام قهر کرد.چرا آخه؟
هفتاد و چهارمین نوشته - تاریخ: 1400/12/26 ساعت: 21:13
خدا میدونه اگر اشتباه های ما آدمها رو بنویسن، چند تا دفتر پر میشه.میدونین چیه؟ تو کتاب قیدار خوندم بعضی آدمهایی که ما از خودمون طردشون میکنیم چون رنگ ما نیستن، اینا سیاه و سفیدن. اینا ظاهر و باطنشون یه رنگه. نوشته بود خدا میدونه مایی که ظاهرمون پر از رنگه، باطنمون چقدر یک رنگه... .فقط فقط ف
هفتاد و دومین نوشته - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:57
سلام.چند روز پیش توی جمعِ خیلی کوچیکی که با دانشجوهای اهل قلمِ دانشگاه داشتیم و، مثل همیشه یه جور کلاس نقد ادبیِ کوچیک برگزار کردیم، به یه نتیجه ی جالب رسیدم:اینکه یه واژه، چقدر معنی می تونه توی ذهن ها تداعی کنه!واژه ای که برای من تداعی رویایی ترین احساسه، می تونه برای یک نفر دیگه، ترسناک ترین کابوس...
هفتاد و سومین نوشته - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:57
سلام.میخوام در مورد مسئولیت پذیری بنویسم.میدونین اولین اولین نشونه ی مسئولیت پذیری چیه؟ اینه که آدما بدونن بعد از رفتنشون چی از خودشون به جا میگذارن.این مهم ترینشه. اولیشه. اصلا تعریفش همینه.که آدم ها بدونن وقتی چیزی میگن، چیزی مینویسن، کاری میکنن یا هر چی، بعدش که نباشن،بعدش که برن، بعدش که همه چیز...
شصت و ششمین نوشته - تاریخ: 1399/6/18 ساعت: 15:54
+ شنبه هفتم تیر ۱۳۹۹ | | ... هر آدمی، فرقی نمیکنه دوست با
شصت و هفتمین نوشته - تاریخ: 1399/6/18 ساعت: 15:54
+ یکشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۹ | | ... آدم ها وقتی دلشون تنگ می شه، فرقی نمی کنه خانوم باشن یا آقا، دل رحم می شن.آخه چطور می شه یه نفر دلتنگ باشه و خوبیاش رو نذر دلتنگی ش، نثار بقیه نکنه؟واسه اینه که میگم آدم دلتنگا، مهربون ترن... Let's block ads! (Why?)
شصت و یکمین نوشته - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 16:14
میدونید راهی که می شه یه آدم رو از آستانه ی نفرت انگیز شدن دور کنه چیه؟بلدید به یه آدمی که همه به چشم بد نیگاش می کنن، خوب نگاه کنید و کمکش کنین؟هُل دادن که کار آسونیه ولی... بلدید کسی رو از لبه ی پرت
شصت و دومین نوشته - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 16:14
آدم ها فکر های عجیبی دارن.در مورد خودشون...در مورد دیگران...و البته قضاوت های مختلفی هم دارن....اما،کی گفته قضاوت کردن بده؟چرا آدم ها نباید همدیگهxa0رو قضاوت کنن؟ به خاطر اینکه قاضی نیستن؟اما به نظرم ای
شصت و سومین نوشته - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 16:14
توی این دنیاآدم های زیادی زندگی می کنن.با فکر های مختلف، زندگی های مختلف ، توی خانواده های مختلف ...آدم هایی که رویا دارن ، آدم هایی که رویا ندارن...کساییxa0که توانایی خواستن چیزی رو دارن ، یا گاهی ندار
پنجاه و هفتمین نوشته - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 7:26
شما چقدر میتونید آدم های اطرافتون رو درک کنید؟میتونید درک کنید تصمیم هایی که میگیرن به خاطر چیه ؟مثلا میتونید بفهمید از روی غرور یه دیوار دور خودشون کشیدن یا از آدما میترسن ؟یا مثلا اگر زور میگن به کس
پنجاه و هشتمین نوشته - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 7:26
یه بچه وقتی بزرگ میشه که سختی بکشه و تحملش کنه.زندگی راحت، غذای خوب، خوابِ به موقع، شادی های روی روال، لباسای خوشگل و... . اما بدون سختی ها ما چطوری قراره بزرگ بشیم؟تازه به نظرم یه وقتایی لازمه علاوه بر سختی های خودمون سختی های دیگران رو هم تحمل کنیم.نمیتونم آدمایی رو که انقدر شیفته ی خودشون هستن در...
پنجاه و نهمین نوشته - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 7:26
ناشناخته ها گاهی، توxa0زندگی آدما، نقش های بزرگی دارن.طفره نمیرم.و این بار مقدمه هم نمیچینم.ناشناخته ، مثل حسی که توی وجود آدماست ولی ازش بی خبرن.مثل محبتی که ندیدن ، ولیxa0دلشونxa0برای همون بی مهریxa0تنگ میش
نوشته ی شماره شصت - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 7:26
چه جوری میشه بعضی آدما انقدر احساسxa0تنهایی می کنن؟میدونید؟ انگار دنبال اینن که تا می تونن دور خودشون کسایی رو جمع کنن تاxa0باهاشون دوست بشنxa0ولی ...اشتباه می کنن! چون هر چقدر هم افراد زیادی دورشون باشه، ه
پنجاه و سومین نوشته - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
به نام خدا.xa0xa0سلام.تا حالا به بعضی آدم ها دقت کردید؟xa0انگاری بویxa0گل می دن.چشماشون مثل آینه روشنه.دستاشون رو دیدید؟ انگار دریای محبتن...گرمای بودن شون تموم نشدنیه.وای که خدا چه لطفی کرده اینا رو آفریده.ا
پنجاه و پنجمین نوشته - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:13
آدم ها به بهانه های مختلف میخندن ،به بهانه های مختلف غمگین می شن ،به بهانه های مختلف می ترسنو ...به بهانه های مختلفی هم عاشق می شن.شیرین ترین بهانه ها همینا ان انگار!آدم ها اصلا بیشتر وقتا عاشق همین ب

برچسب‌های مرتبط

سی و سومین جشنواره فیلم فجر | سی و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران | سی و سومین گردهمایی علوم زمین | سی و دومین جشنواره تئاتر فجر | سی و دومین المپیاد ریاضی | سی و دومین همایش زمین شناسی | سی و سومین جشنواره | سی و سومین فیلم فجر | سی و سومین علوم زمین | سی و سومین دوره مسابقات اوقاف