خرید بک لینک
نوشته هشتاد و یکم هوای این روزها خیلی سنگینه.رهبری که صداشون می‌کردیم «آقا» نیستن،و چشم‌هامون هنوز به دیدار «سلاله پاک رهبری»، آقا سید مجتبی خامنه‌ای، مقتدای مومنان جهان و پیروان حق مشرف نشده.هنوز ساختمان مدرسه شجره طیبه میناب فرصت قد راست کردن پیدا نکرده و هنوز خیابان کشوردوست داغ ترکش‌ها روی قلبش خنک نشده،و کسانی، هنوز، و هنوز، و هنوز درس مسئولیت‌پذیری از تاریخ‌شون رو پاس نکردن...نمی‌دونم غربت شهدایی که دانش‌آموخته مکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 تير 1405 ساعت: 11:40

می‌خوام به خدا بگم:خدایا، امشب یه جایی خوندم، یه شاعری نوشته بود:"دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت/ جایی ننوشته‌ست گنه‌کار نیاید..."ای خدای بزرگ، من بنده خوبی برای شما نیستم.من رسم بندگی رو خوب بلد نیستم.من زیاد پیمان می‌شکنم.زیاد از فرمانت سرپیچی می‌کنم.ولی شما خدایی.ای خدای خوب من،می‌خوام بگم اگر می‌تونی ببخش. ولی می‌دونم این خودش یه گناه دیگه‌ست. چون شما خدای قادری.و ناتوانیِ از بخشش، از ما انسان‌های کوچیک و ضعیفه.و بزرگ‌ترین شرمندگی ما آدم‌های کوچیک و ضعیف در برابر شما، همین بخشش شماست...خدای من،پس با ملتمس‌ترین چشم و خالی‌ترین دست و نیازمندترین صدا، ازت می‌خوام من رو ببخشی.و کمکم کنی، و از دینم محافظت کنی، و به قلبم یقین بدی.خدایا، من رو ببخش و از مومنین قرار بده.آمین. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 20:50

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 22:02

سلام و نور.خوبین؟یه چیزی!من امروز میخواستم کتابخونههام رو از نو بچینم.ولی وقتی بعضی کتابهام رو میدیدم حیفم میومد که در موردشون صحبت نکنم.نظرتونه از این به بعد تو وبنوشت قلب گل معرفی کتاب هم بذارم؟اگر بله، میتونین درمورد کتابهایی که خودتون خوندید هم برام بگین. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 12:44

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 12:44

به جز خدای خورشید و ستارهها که زیباییِ محض و نورِ بینهایته، هر چیزی آغازی داره و پایانی.هر راهی، هر دیداری، هر انتظاری، هر اتفاقی...همه چیز از یه جا و تو یه لحظه خاص شروع میشه،و یه جایی هم، توی یه لحظه خاصی، تموم میشه.حالا میون این همه حرکت،میون این همه رفتن و شدن،خیلی کم پیدا میشن آدمهایی که میدونن، باید قدر "آخرین"ها رو هم بهاندازه "اولین"ها دونست.چون همونقدر زیبا و باارزش هستن.میدونین؟حقیقت اینه که یه آدمایی، "اولین" بار رو خوب شروع میکنن؛ ولی برای "آخرین" بار، چیزی تو چنته ندارن.یه آدمایی هم هستن که اگرچه خوب شروع نمیکنن، ولی برای آخرین بارشون، خوب برنامه میچینن.اصلا من میگم اونایی که "آخرین" بار رو غنیمت میدونن، خیلی باهوشترن.آخرین فرصت برای خوب بودن، برای نگاه کردن، برای جبران کردن، برای اثبات......میخوام بگم خیال نکنین فقط خوب شروع کردن مهمه.باهوش باشید دیگه... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 16:47

یه چیز جالب:یه مطلب منتشر کردم تو نشریه دانشگاهمون.به اسم خودم؟نه.مطلب رو به اسم دوستم که ریاضی میخوند منتشر کردم.استادِ ادبیات عمومیش وقتی فهمید، خیلی از اون مطلب خوشش اومد و بهش گفت که میتونه در طول ترم نره سر کلاس. فقط آخر ترم امتحان بده.دوستم هم تمامِ اون ترم رو به جای اینکه بره سر کلاس ادبیات عمومی، با یه آقا پسرِ ترم بالایی، کلاس تقویتی ریاضی برداشت.اتفاق جالب؟بعد از ۶ماه، دوستم و اون آقای کلاس تقویتی، به هم یه قولی دادن.قول دادن تا همیشه پیش هم بمونن.امشب هم جشن عقدشون بود.میدونین چیه؟واسه اینه که همیشه میگم ما اتفاقها رو نمیچینیم و حرکت اول همیشه همیشه از سمت خداست.خدا،حتما حتما،برنامههای خیلی خیلی قشنگی برای بندههاش داره که اونا ازش چیزی نمیدونن.و ما، با این فکر کوچیکمون، چه کودکانه خیال میکنیم که خوب و بدِ همه چیِ همه چی دست ماست و ازش باخبریم... برچسبها: قلب گل ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1402 ساعت: 12:21

بیوگرافی سلام*فکر کنین نوشتههای این وبلاگ، انشاهای بچگیای منه.آینه ی شادیها، قصهها، امیدها، گشتنها...انشاهای بچهها دیگه!همونقدر بیریای بیریا...همونقدر از ته ته دل...*پیامها در صورت نیاز به پاسخ، بهصورت شخصی پاسخ داده خواهند شد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1402 ساعت: 12:21

بیوگرافی سلام*فکر کنین نوشتههای این وبلاگ، انشاهای بچگیای منه.آینه ی شادیها، قصهها، امیدها، گشتنها...انشاهای بچهها دیگه!همونقدر بیریای بیریا...همونقدر از ته ته دل... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 16:15

ولی من با خودم آشتی بودم.من عاشق بارون و هوای تازه بودم.من از ته دل شاد بودم.حتی وقتی اسمت میوفتاد رو موبایلم هم از ته ته دلم خوشحال بودم.آخه تو بودی که بهم گفتی میشه بهت اعتماد کنم.تو بهم یاد دادی تهران چه جاهای قشنگی داره.بهم گفتی فقط با من حرف میزنی...تو بودی.خود خود تو.میدونی چیه؟باور کن، من با خندیدنت میخندیدم و با گریههات گریه میکردم.بعدش...خیلی عجیبه که بعدش،همین "تو"یی که میشناختم،یهویی یه کاری کردی بدونم اضطراب چیه.تو یه کاری کردی که بلد شم چجوری از خودم و هر چی ستارهست بدم بیاد.تو یه کاری کردی فکر کنم که به اندازه کافی خوب نیستم.تو،یهویی اولین گریههای از ته دلِ من رو به اسمِ خودت زدی.تو واقعا واقعا یهویی من رو بزرگ کردی.تو نمیدونی...ولی من دیگه نمیتونم به کسی اطمینان کنم.تو بدجور من رو خونه نشین کردی.آفرین بهت.آفرین که هنوز انقدر خوبیکه باز هم تموم نوشتههای من شده "تو".من فقطِ فقط یه گوشه میشینم و به حال خوبِ تو نیگا میکنم.و به احمقانهترین شکل ممکن، باز هم با خندههات شاد میشم و با گریههات گریه میکنم.با همه اینا،من از خدای بزرگم برای تو فقط آرامش میخوام.حتی به قیمت آروم نبودنِ خودم.هر چی هست مال تو.هر چی آرزوی خوبه مال تو... . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 16:15

سلام.آقا من اعتراض دارم.چند روز پیش تو یه اجتماع مردمی دیدم همه دارن برای کشورمون ایران، شعار میدن. ولی بچههای هلال احمر هییییچی. دست به سینه ایستاده بودن.بعدش دوباره دیدم مردم دارن برای امام حسین سینه میزنن و گریه میکنن، ولی اینا باااز هم هیییچ.خیلی با مهربونی و بدون عتاب، از یکیشون پرسیدم: چرا شما هیچ حرکتی نمیزنین؟گفتن: ما بیطرفیم!!!حالا اینکه تو کل دنیا، از نظر سازمان ملل متحد و سازمان حقوق بشر و سازمان حمایت از کودکان و ...، معنیِ بیطرفی چیز دیگهایه به کنار. ولی؛بیطرفی به معنیِ بی هویتیه آیا؟؟؟حتی غیر مسلمونا هم برای عزای سیدالشهدا ماتم میگیرن.اصلا غصه ی سیدالشهدا، خودِ خودِ انسانیته.چرا انقدر همه چیو قاطی میکنن بعضیا؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1402 ساعت: 19:59

سلام.آقا من اعتراض دارم.چند روز پیش تو یه اجتماع مردمی دیدم همه دارن برای کشورمون ایران، شعار میدن. ولی بچههای هلال احمر هییییچی. دست به سینه ایستاده بودن.بعدش دوباره دیدم مردم دارن برای امام حسین سینه میزنن و گریه میکنن، ولی اینا باااز هم هیییچ.خیلی با مهربونی و بدون عتاب، از یکیشون پرسیدم: چرا شما هیچ حرکتی نمیزنین؟گفتن: ما بیطرفیم!!!حالا اینکه تو کل دنیا، از نظر سازمان ملل متحد و سازمان حقوق بشر و سازمان حمایت از کودکان و ...، معنیِ بیطرفی چیز دیگهایه به کنار. ولی؛بیطرفی به معنیِ بی هویتیه آیا؟؟؟حتی غیر مسلمونا هم برای عزای سیدالشهدا ماتم میگیرن.اصلا غصه ی سیدالشهدا، خودِ خودِ انسانیته.چرا انقدر همه چیو قاطی میکنن بعضیا؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 16:56

سلام.آقا من اعتراض دارم.چند روز پیش تو یه اجتماع مردمی دیدم همه دارن برای کشورمون ایران، شعار میدن. ولی بچههای هلال احمر هییییچی. دست به سینه ایستاده بودن.بعدش دوباره دیدم مردم دارن برای امام حسین سینه میزنن و گریه میکنن، ولی اینا باااز هم هیییچ.خیلی با مهربونی و بدون عتاب، از یکیشون پرسیدم: چرا شما هیچ حرکتی نمیزنین؟گفتن: ما بیطرفیم!!!حالا اینکه تو کل دنیا، از نظر سازمان ملل متحد و سازمان حقوق بشر و سازمان حمایت از کودکان و ...، معنیِ بیطرفی چیز دیگهایه به کنار. ولی؛بیطرفی به معنیِ بی هویتیه آیا؟؟؟حتی غیر مسلمونا هم برای عزای سیدالشهدا ماتم میگیرن.اصلا غصه ی سیدالشهدا، خودِ خودِ انسانیته.چرا انقدر همه چیو قاطی میکنن بعضیا؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 21:55

سلام.آقا من اعتراض دارم.چند روز پیش تو یه اجتماع مردمی دیدم همه دارن برای کشورمون ایران، شعار میدن. ولی بچههای هلال احمر هییییچی. دست به سینه ایستاده بودن.بعدش دوباره دیدم مردم دارن برای امام حسین سینه میزنن و گریه میکنن، ولی اینا باااز هم هیییچ.خیلی با مهربونی و بدون عتاب، از یکیشون پرسیدم: چرا شما هیچ حرکتی نمیزنین؟گفتن: ما بیطرفیم!!!حالا اینکه تو کل دنیا، از نظر سازمان ملل متحد و سازمان حقوق بشر و سازمان حمایت از کودکان و ...، معنیِ بیطرفی چیز دیگهایه به کنار. ولی؛بیطرفی به معنیِ بی هویتیه آیا؟؟؟حتی غیر مسلمونا هم برای عزای سیدالشهدا ماتم میگیرن.اصلا غصه ی سیدالشهدا، خودِ خودِ انسانیته.چرا انقدر همه چیو قاطی میکنن بعضیا؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: شنبه 1 مهر 1402 ساعت: 16:32

سلام.آقا من اعتراض دارم.چند روز پیش تو یه اجتماع مردمی دیدم همه دارن برای کشورمون ایران، شعار میدن. ولی بچههای هلال احمر هییییچی. دست به سینه ایستاده بودن.بعدش دوباره دیدم مردم دارن برای امام حسین سینه میزنن و گریه میکنن، ولی اینا باااز هم هیییچ.خیلی با مهربونی و بدون عتاب، از یکیشون پرسیدم: چرا شما هیچ حرکتی نمیزنین؟گفتن: ما بیطرفیم!!!حالا اینکه تو کل دنیا، از نظر سازمان ملل متحد و سازمان حقوق بشر و سازمان حمایت از کودکان و ...، معنیِ بیطرفی چیز دیگهایه به کنار. ولی؛بیطرفی به معنیِ بی هویتیه آیا؟؟؟حتی غیر مسلمونا هم برای عزای سیدالشهدا ماتم میگیرن.اصلا غصه ی سیدالشهدا، خودِ خودِ انسانیته.چرا انقدر همه چیو قاطی میکنن بعضیا؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی‌پور تاريخ: شنبه 18 شهريور 1402 ساعت: 17:37

صفحه بندی