همه ی کارهاشون هم چه خوب و چه بد ، اصلا عجیب نیست ...
چون آدم ها برای همین خوب یا بد بودن آفریده شدن ...
تا انتخاب کنن خوب باشن یا بد ؟
تا بین رستگاری و تباهی یکی رو انتخاب کنن ...
بخش عجیب قضیه اینجاست که چرا آدم های صاحب اراده ، چیزی رو انتخاب میکنن که با سرشت پاک شون مخالفه !!!
عجیب تر از اون هم اینه که : " آدم ها فهمیدن چقدر زیاد تو کار های بدشون غرق شدن "
اماهنوز هم دارن مقاومت میکنن ... یا احتمالا برعکس ؛ بهتر بگم :
"وادادن !!! "
خب معلومه سخته دیگه ؛ خوب بودن سخته ...
اما بد بودن هم سخته ... بی احترامی به پدر و مادر سخته ، مسخره کردن دیگران سخته ، کمک نکردن سخته ، نمازنخوندن سخته ...
اصلا بذارید راحت بگم :
جنگیدن با وجدان سخته ...
باید خیلی با وجدان جنگید تا این کار ها رو انجامشون داد ...
پس بد بودن هم سخته ...
باید انقدر آدم ها بجنگن تا یا خودشون و سرشت انسانی شون بمیره ، یا ...
نفس سرکش و افسار بریده شون ...
و ...
وای از اون روزی که آدم ها به جنگ با وجدانشون برن .
" در پناه خدای بخشنده، بزرگترین خوبی ها رو براتون آرزو میکنم ... دوستای خوبی که تا حالا ندیدمتون "
برچسب:
نویسنده: مهدی کریمیپور