
نوشته هشتاد و یکم هوای این روزها خیلی سنگینه.رهبری که صداشون میکردیم «آقا» نیستن،و چشمهامون هنوز به دیدار «سلاله پاک رهبری»، آقا سید مجتبی خامنهای، مقتدای مومنان جهان و پیروان حق مشرف نشده.هنوز ساختمان مدرسه شجره طیبه میناب فرصت قد راست کردن پیدا نکرده و هنوز خیابان کشوردوست داغ ترکشها روی قلبش خنک نشده،و کسانی، هنوز، و هنوز، و هنوز درس مسئولیتپذیری از تاریخشون رو پاس نکردن...نمیدونم غربت شهدایی که دانشآموخته مک...
ادامه مطلب
میخوام به خدا بگم:خدایا، امشب یه جایی خوندم، یه شاعری نوشته بود:"دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت/ جایی ننوشتهست گنهکار نیاید..."ای خدای بزرگ، من بنده خوبی برای شما نیستم.من رسم بندگی رو خوب بلد نیستم.من زیاد پیمان میشکنم.زیاد از فرمانت سرپیچی میکنم.ولی شما خدایی.ای خدای خوب من،میخوام بگم اگر میتونی ببخش. ولی میدونم این خودش یه گناه دیگهست. چون شما خدای قادری.و ناتوانیِ از بخشش، از ما انسانهای کوچیک و ضعیفه.و بزرگترین شرمندگی ما آدمهای کوچیک و ضعیف در برابر شما، همین بخشش شماست...خدای من،پس با ملتمسترین چشم و خالیترین دست و نیازمندترین صدا، ازت میخوام من رو ببخشی.و کمکم کنی، و از دینم محافظت کنی، و به قلبم یقین بدی.خدایا، من رو ببخش و از مومنین قرار بده.آمین. ...
ادامه مطلب